شاعران از عشق مي گويند
ابشارهاي يخي از چشمه سار مي گويند
ديوارها از رهايي
غبارها از وضوح
خلق از خلوت و
ازدحام از انزوا و
ابلهان از عقل سخن مي گويند.
اري! شاخه هاي عريان بايد از البسه سبز بگويند.
اما بنگر
ابرهاي ابلق مي خواهند سخن از وصل بگويند
و جاده هاي گل الود هم از سنگفرش سخن خواهند گفت.
نيمه شب است
پا در گل راه
از خانه سخن مي گويم..........